السيد حسين المدرسي
12
مقدمه اى بر فقه شيعه ( فارسي )
قرآن در همين شكل ومفاد ظاهري خود حجت ، وشكل دهنده روح حاكم بر فقه شيعي است . حديث يعنى گفتار وكردار وتقرير پيامبر يا امام ، بايد با وسائط موثق ومعتبر رسيده باشد كه البتة در اين مورد وضع مذهبي راوي تأثيرى ندارد . حديثي كه وسيله يك غير شيعي راستگو نقل شده باشد به همان اندازه معتبر ومورد عمل است كه حديث شيعي راستگو . اجماع يعنى وحدت نطر همه ء دانشمندان شيعي در يك موضوع ، به خودى خود حجت نيست ليكن گاه به تفصيلي كه در كتابهاى أصول فقه هست از راه آن ( سنت ) به اثبات مى رسد . مراد از عقل به عنوان يك منبع براي حقوق شيعي ( 2 ) احكام قطعي عقل نظري وعقل عملي است ، چنان كه در خوبى عدالت وبدى ستم ( 3 ) . در تعاليم اسلامى قاعده اى است كه به مقتضاى آن هر آن چه عقل بدان حكم كند شرع نيز برابر آن حكم خواهد نمود واز اين رو ، در اين گونه موارد بر حكم اين قاعده كه ( قاعده ملازمه ) خوانده مى شود حكم شرعي از حكم عقلي ناشى واستنتاج خواهد شد ( 4 ) . تلازم ميان وجوب جيزى با وجوب مقدمات آن ، يا ميان امر به چيزى با نهى از ضد آن ، هم چنين اين كه امر ونهى در يك مورد نمى تواند جمع شود ( كه همه از مسائل علم أصول فقه ومنشاء آثار واحكام فقهى است ) همه از قبيل همين احكام عقلي است . از اين ميان ، منبع دوم يعنى أحاديث وارده از پيامبر وامامان أهل بيت كه مهم ترين منبع فقهى شيعي است در مجاميعى خاص گردآورى شده ومشهورترين آنها كه مرجع فقهاء است عبارت است از : 1 ) كتاب الكافي ، از محمد بن يعقوب كلينى ( م 329 ) . 2 ) كتاب من لا يحضره الفقيه ، از محمد بن علي بن بابويه قمى ، صدوق ( م 381 ) . 3 ) تهذيب الأحكام ، از محمد بن حسن طوسي ، شيخ الطائفة ( م 460 ) . 4 ) الاستبصار ، از همو .
--> 2 - پس از اين خواهيم ديد كه عقل در حقوق شيعي همچنين به عنوان ابزار فكر ، أساس كار ومورد استفاده است كه البتة مقصود از عقل در اين مورد ، استدلال عقلي وشيوه تحليل منطقي است . 3 - ببينيد محقق حلى ، المعتبر : 6 / شهيد أول ، ذكرى : 5 / همو ، قواعد : 25 / مقداد ، التنقيح الرائع : 2 پ - 3 و / صاحب مدارك ، هداية الطالبين : 7 ر - 11 ر / قطيفى ، كشف الفوائد : 130 . 4 - برخى دانشمندان متأخر شيعي معتقدند كه عقل يك منبع بالقوة براي فقه شيعي است نه يك منبع بالفعل ، به اين معنى كه اگر چه براساس ضوابط علم أصول فقه عقل بتنهايى مى تواند حكمي فقهى را كشف كند وما را به يكى از احكام وتكاليف مذهبي راهنمايى نمايد ، ليكن اين مطلب عملا در هيچ موردى اتفاق نيفتاده وتمامى احكام شرعي كه بر أساس احكام قطعي عقل مجرد انساني قابل كشف است در همان حال در قرآن وسنت ، مورد راهنمايى قرار گرفته وبا دليل شرعي ( سمعي ) بيان شده است ( ببينيد محمد باقر الصدر ، الفتاوى الواضحة 1 : 98 ) .